سفر شمال
یکشنبه ٢/٤/٩٢ساعت ٢.٣٠ بابا بهم زنگ زد که زود بیا خونه تا عصری با همکارم بریم شمال .من که مونده بودم قبول کنم یا نه قرار شد که فردا صبح یعنی روز نیمه شعبان راه بیفتیم .جالب اینجا بودکه پارسال هم روز نیمه شعبان با مامان جون و خاله مریم اینارفته بودیم شمال .خلاصه صبح روز بعد راه افتادیم اول دنبال عمو مصطفی رفتیم و به همراه خاله و دختر نازشون فاطمه راهی شدیم .من خیلی نگران بودم که شما دوتا با هم کنار بیاین و دعواتون نشه که خدا رو شکر تا اخر سفر اتفاقی نیفتاد و شما دو تا جز چند بار اول سفر خیلی خوب با هم بازی کردین.حدود ساعت ٢ بود که رسیدیم لاهیجان .اول غذا رو تو رستوران وحید که مقابل شیطان کوه بود نوش جان کردیم .و بعد راهی بام لاهیج...
نویسنده :
مامان الی
10:13


