امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 16 روز سن داره

امیر علی هستی مامان و بابا

سفر شمال

یکشنبه ٢/٤/٩٢ساعت ٢.٣٠ بابا بهم زنگ زد که زود بیا خونه تا عصری با همکارم بریم شمال .من که مونده بودم قبول کنم یا نه قرار شد که فردا صبح یعنی روز نیمه شعبان راه بیفتیم .جالب اینجا بودکه پارسال هم روز نیمه شعبان با مامان جون و خاله مریم  اینارفته بودیم شمال .خلاصه صبح روز بعد راه افتادیم اول دنبال عمو مصطفی رفتیم و به همراه خاله و دختر نازشون فاطمه راهی شدیم .من خیلی نگران بودم که شما دوتا با هم کنار بیاین و دعواتون نشه که خدا رو شکر تا اخر سفر اتفاقی نیفتاد و شما دو تا جز چند بار اول سفر خیلی خوب با هم بازی کردین.حدود ساعت ٢ بود که رسیدیم لاهیجان .اول غذا رو تو رستوران وحید که مقابل شیطان کوه بود نوش جان کردیم .و بعد راهی بام لاهیج...
12 تير 1392

اللهم عجل لولیک الفرج

هنوزم خواب میبینم به شبها همان مردی که بر اسبی سوار است همان مردی که جمعه آید روزی ... و این پایان خوب انتظار است پسرم ٣سال از عمرت گذشت ٣نیمه شعبان از عمرت رادیدی دعا کن و از خدا بخواه که هرچه زودتر این انتظار پایان یابد ......اللهم عجل لولیک الفرج   بر منتظران این خبر خوش برسانید / کامشب شب قدر است همه قدر بدانید با نور نوشتند به پیشانی خورشید / ماهی که جهان منتظـرش بود درخشید . . صبح تو ماشین به بابایی گفتم که عصری با هم بریم تو خیابون و بعد هم امام زاده عینعلی زینعلی تا تو هم جشن و شادی میلاد امام زمان (عج) را رو حس کنی امشب رسد از سامره بوی گل نرگس / گلها همه چشم‎اند به سوی گل نرگس یعقوب شنیده اس...
2 تير 1392
1